حال خوب یا توهم احیا؟ دریاچه ارومیه باید ۹میلیارد مترمکعب آب می داشت نه ۳میلیارد

حال خوب یا توهم احیا؟ دریاچه ارومیه باید ۹میلیارد مترمکعب آب می داشت نه ۳میلیارد

گل ارکیده: مطابق برنامه احیای دریاچه ارومیه، حجم آب دریاچه در اردیبهشت ۱۴۰۵ باید حدود ۸.۵ تا ۹ میلیارد مترمکعب باشد، اما حالا حدود ۳ میلیارد مترمکعب آب است. در واقع اتفاقی در امتداد احیا نیفتاده است؛ بارشها زیاد شده و سرریز سدها وارد دریاچه شده اند.


مستوره نصیری: این روزها، بسان چند بهار گذشته و حتی کمی بیشتر، مدام می شنویم که حال و روزگار دریاچه ارومیه خوش شده، میزان حجم آب افزایش پیدا کرده، مساحت دریاچه چند برابر شده و حتی همین روز گذشته گفته شد که حجم آب دریاچه رکورد پنج ساله را شکسته است.
همه این ها که تا الان خواندید درست است با یک «اما»ی بزرگ، درست است اما همه حقیقت نیست، به ویژه که این اندک حال خوب دریاچه به جای این که حاصل تلاش ها و برنامه ریزی های دولتی برای احیای دریاچه ارومیه باشد، کار طبیعت است!
همین که کار طبیعت است، نشان میدهد که نمی توان امید بست، بهار سال بعد اگر آسمان به اندازه امسال سخاوت نداشت، اگر خواست آن همه سدسازی و برداشت بی رویه و بی حساب دهه های هفتاد و هشتاد و نود را سرمان خالی کند و نبارد، دیگر از این خبرهای خوش برای دریاچه ارومیه خبری نخواهد بود. این مساله را رئیس سابق سازمان محافظت از محیط زیست و دبیر سابق ستاد احیای دریاچه ارومیه هم تایید می کند.
عیسی کلانتری به خبرآنلاین می گوید: دریاچه ارومیه از سال ۱۳۹۲ تا امروز «شناسنامه آبی» مشخصی دارد؛ یعنی اگر در سایت ها جست وجو کنید، وضعیت آن در هر سال قابل مشاهده می باشد. در فروردین و اردیبهشت همواره بیشترین حجم آب دریاچه ثبت می شود، چون این دو ماه بیشترین بارش را دارند. از این زمان به بعد، بارندگیها کاسته می شود و میزان تبخیر افزایش می یابد.

او ادامه می دهد: در سال ۱۴۰۰، یعنی زمانیکه دولت آقای رئیسی شروع به کار کرد، حجم آب در انتهای سال آبی (۳۱ شهریور) حدود ۳.۹ میلیارد مترمکعب بود. اما حالا – با وجود بارش های قابل توجه – حجم آب دریاچه به ۳ میلیارد مترمکعب هم نمی رسد. ازاین رو اگر حجم آب فعلی را با پایان شهریور ۱۴۰۰ مقایسه کنید، یا اگر اردیبهشت امسال را با اردیبهشت ۱۳۹۹ مقایسه کنید، متوجه تفاوت ها می شوید.

دبیر سابق ستاد احیای دریاچه ارومیه توضیح می دهد: وقتی در آخر شهریور ۱۴۰۰ حجم آب ۳.۹ میلیارد مترمکعب بوده، طبیعی است که در اردیبهشت ۱۴۰۰ حجم دریاچه ۴.۵ تا ۴.۷ میلیارد مترمکعب بوده باشد. حجم فعلی دریاچه حدود ۲.۷ میلیارد مترمکعب است؛ یعنی نسبت به آن زمان، حدود ۲ میلیارد مترمکعب کمتر دارد. تنها به علت خشکی سال قبل است که وضعیت امسال «بهتر» به نظر می آید.
دریاچه ارومیه در یک نگاه
چرا خبرها خوش نیست؟

طبق برنامه احیای دریاچه ارومیه، حجم آب دریاچه در اردیبهشت ۱۴۰۵ باید حدود ۸.۵ تا ۹ میلیارد مترمکعب باشد، اما حالا حدود ۳ میلیارد مترمکعب آب است. در حقیقت اتفاقی در جهت احیا نیفتاده است؛ بارش ها زیاد شده و سرریز سدها وارد دریاچه شده اند.

بر همین اساس، کلانتری تأکید می کند که «این یک مدیریت طبیعی است، نه نتیجهٔ عملکرد هیچ دولتی». و ادامه می دهد: اصل این است که در سالی که بارش مناسب نمی باشد، حقابه دریاچه را بدهند. الان طبیعت خودش حقابه دریاچه را مدیریت کرده است. این مدیریت طبیعی است و نه به دولت پزشکیان ربطی دارد، نه به آقای عارف و نه به دیگران.

او ادامه می دهد: «حالا باید ببینیم که پایان شهریورماه سال ۱۴۰۵ دریاچه چقدر آب خواهد داشت و این مقدار را با پایان ۱۴۰۰ که هنوز تونل زاب تمام نشده بود، مقایسه کرد. حالا تونل فعال شده، اما حجم آب دریاچه همچنان پایین است، در حالیکه مطابق برنامه باید امروز بیشتر از ۸ میلیارد مترمکعب آب در آن باشد.»

اشاره او به تونل زاب همچون پروژه های سخت افزاری احیای دریاچه ارومیه بود که بهمراه استفاده از فاضلاب تصفیه شده تبریز، قرار بود طرح های آب رسانی به دریاچه ارومیه باشند.

در ۵ سال گذشته، متوسط ورودی سالانه کمتر از ۱.۵ میلیارد مترمکعب بوده؛ یعنی حتی اندازه تبخیر هم جبران نشده و بنابراین دریاچه تقریباً خشک شد.

پروژه های نرم افزاری هم شامل توسعهٔ کشاورزی کم آب بَر، افزایش بهره وری آب و کنترل دهانه های آبگیر بودند که به قول کلانتری «از سال ۱۴۰۰ به بعد هیچ یک از این برنامه ها به صورت مؤثر اجرا نشدند. بنابراین وضعیت دریاچه نتیجهٔ طبیعت است، نه مدیریت انسانی؛ و به همین علت دریاچه سال قبل خشک شد.»

به گفته او تونل زاب که باید سالانه ۶۰۰ میلیون مترمکعب آب وارد دریاچه کند، حالا حدود ۳۰۰ میلیون مترمکعب وارد می کند، آن هم در حالیکه قسمتی از همین مقدار برای توسعه های بعدی برداشت می شود و آب کمتری به دریاچه می رسد.

سندروم آرال

دریاچه ارومیه در سرنوشتی که داشته، تنها نیست، البته اگر واقعاً این بی توجهی ها را سرنوشت محتوم دریاچه بدانیم.

دریاچه آرال روزگاری یکی از بزرگ ترین پهنه های آب داخلی جهان بود؛ پهنه ای آبی با وسعتی نزدیک به ۶۸ هزار کیلومتر مربع که حیات اقتصادی و اجتماعی آسیای مرکزی به آن وابسته بود. اما دهه ۱۹۶۰ سرآغاز داستانی متفاوت بود؛ داستان عقب نشینی آبی که هیچ کس در آن سال ها تصورش را نمی کرد.

با تصمیم اتحاد جماهیر شوروی برای تبدیل آسیای مرکزی به «قطب تولید پنبه»، مسیر دو رودخانه اصلی به سمت مزارع گسترده منحرف شد. ورودی آب که ستون بقای آرال بود، به یک باره کاهش پیدا کرد و دریاچه آهسته آهسته آغاز به عقب نشینی کرد. دهه ها گذشت و هر سال با گسترش کشاورزی، آبیاری ناکارآمد و برداشت های بی وقفه، آرال خشک تر شد.

در دهه ۱۹۹۰، دریاچه آرال به دو بخش شمالی و جنوبی شکافت و بخش جنوبی طی سالیان بعد تقریبا به صورت کامل خشک شد.

حسین آخانی، گیاه شناس و هیئت علمی دانشگاه تهران در همین باره می گوید: ةسندرم آرال نتیجه یک سبک تفکر مدیریتی است، مدیریت آمرانه، جاهلانه، مغرورانه و تک بعدی. این سبک مدیریت در شوروی کمونیستی و شاید خیلی از حکومت های اقتدار گرا حاکم بوده است. در کشور ما این سبک به علت فساد و انحصار - به خصوص در پروژه های آبی - به بدترین شکل ممکن ساختار بوم شناختی کشور را فروریخته است.

او ادامه می دهد: «فاجعه خشکی دریاچه ارومیه به مراتب بدتر از دریاچه آرال است، چونکه بستر کاملا نمکی دریاچه ارومیه اجازه احیای پوشش گیاهی را نمی دهد. فرقی بین خشکی آرال و ارومیه و وضعیت اسف بار امروز ایران نیست.»

حقابه دریاچه کجا می رود؟

همه حرف عیسی کلانتری این است که امسال افزایش بارش در کل حوزه آبخیز آذربایجان سبب شده آب اضافهٔ سدها و بارندگی مستقیم روی دریاچه، حجم فعلی را کمی بالا نگه دارد که این به معنای احیا نیست؛ این طبیعت است.

تصفیه خانه ها فعال اند، اما مدیریت مصرف پساب و کنترل برداشت های کشاورزی مؤثر نیست. حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ سردهنه که باید در زمستان آب را به دریاچه هدایت کرده و در پاییز بسته و در بهار باز شوند، رها شده اند.

فاجعه خشکی دریاچه ارومیه به مراتب بدتر از دریاچه آرال است، چونکه بستر کاملا نمکی دریاچه ارومیه اجازه احیای پوشش گیاهی را نمی دهد.

مدیریت اصلی، تأمین حقابه دریاچه است؛ و این حقابه داده نمی گردد. فقط زمانیکه سدها پر شوند و سرریز کنند، آب به دریاچه وارد می شود. اگر حقابه تأمین نشود، دریاچه باردیگر خشک خواهد شد. حقابه دریاچه حالا ۳.۵ میلیارد مترمکعب در سال است.

در واقع به جهت اینکه احیا مطابق برنامه تا سال ۱۴۰۹ صورت گیرد، باید هر سال تا این زمان ۳.۵ میلیارد مترمکعب آب وارد دریاچه شود. در وضعیت فعلی تبخیر سالانه از سطح دریاچه حدود ۱۰۵۰ میلی متر است. ازاین رو اگر وسعت دریاچه 3000 کیلومتر مربع باشد، باید سالانه ۳ میلیارد و ۱۵۰ میلیون مترمکعب آب وارد آن شود تا همین سطح حفظ شود.

به گفته کلانتری، اما مقصد پایانی ۴۰۳۰ کیلومتر مربع است، که در این حالت و با تبخیر خالص ۷۲۰ میلی متر، باید حدود ۲.۹ میلیارد مترمکعب آب به دریاچه وارد شود تا سطح ثابت بماند. چون سطح فعلی دریاچه کمتر از ۴ هزار کیلومتر مربع است، نیاز آبی بیشتر هم هست تا علاوه بر جبران تبخیر، سطح دریاچه به ۱۲۷۴.۱ متر برسد. در ۵ سال گذشته، متوسط ورودی سالانه کمتر از ۱.۵ میلیارد مترمکعب بوده؛ یعنی حتی اندازه تبخیر هم جبران نشده و بنابراین دریاچه تقریباً خشک شد.

به اجمال، این مدیریت طبیعی است و نه به دولت پزشکیان ربطی دارد، نه به آقای عارف و نه به دیگران. ورودی آب که ستون بقای آرال بود، به یک باره کاهش پیدا کرد و دریاچه آهسته آهسته شروع به عقب نشینی کرد. در کشور ما این سبک به سبب فساد و انحصار - بخصوص در پروژه های آبی - به بدترین شکل ممکن ساختار بوم شناختی کشور را فروریخته است.


منبع:

1405/02/15
14:29:57
0.0 / ۵
250
تگهای خبر: آب , تولید , سایت , محیط زیست
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۱ بعلاوه ۳
دوستهای گل اركیده
GOl Orkideh
گل ارکيده

گل اركیده

گل و گیاه
گل ارکیده، زیبایی طبیعت در خانه شما

golorkideh.ir - حقوق مادی و معنوی سایت گل اركیده محفوظ است