اما و اگرهای صدور مجوز شكار (۲)

حراج حیات وحش در دولت محیط زیست، پیرها راز بقای گله هستند

حراج حیات وحش در دولت محیط زیست، پیرها راز بقای گله هستند

گل اركیده: یك كارشناس علوم زیستی می گوید اینكه افراد پیر، مانع سلامتی گله هستند و باید حذف شوند توجیه ساخته و پرداخته شكارچیان است و قوی ترین ژن در هر گله ای از آن افراد پیر است و این راز بقاست.



خبرگزاری مهر، گروه جامعه: صدور پروانه های شكار ویژه سازمان محیط زیست در خردادماه و برای شكارچیان خارجی طی روزهای اخیر همچنان بحث برانگیز بوده و سازمان محیط زیست را به برگزاری نشست خبری برای پاسخ به منتقدان واداشت. منتقدان معتقد بودند كه سازمان محیط زیست در فصل غیرشكار پروانه شكار صادر كرده و شكار نباید در فصل زادآوری حیات وحش انجام می شده، به جای قرق های اختصاصی پروانه شكار را برای مناطق حفاظت شده صادر كرده و از همه مهم تر در این باره پنهان كاری كرده است. نفس عمل شكار تروفه هم در كنار این موارد مورد نقد واقع شد.
در پاسخ به این انتقادات برخی متخصصان پیشتر درگفتگو با خبرنگار مهر به دفاع از شكار به صورت كلی پرداخته بودند و همچون حمیدرضا رضایی عضو هیئت علمی دانشگاه علوم كشاورزی و منابع طبیعی گرگان، كه دارای تخصص محیط زیست تنوع زیستی و مدیریت حیات وحش است به خبرنگار مهر گفته بود هیچ متخصصی در دنیا نگفته شكار انجام نشود و اگر شرایط برای شكار فراهم باشد مشكلی ندارد اما در ماجرای اخیر سازمان محیط زیست باید از قبل اطلاع رسانی می كرد.
با این حال خیلی از متخصصان، كارشناسان، فعالان محیط زیست و پیشكسوتانی چون اسماعیل كهرم، اصغر محمدی فاضل، مرتضی شریفی، مجید مخدوم و حسین آخانی سنجانی، هم صریحاً نسبت به شكارفروشی سازمان حفاظت محیط زیست معترض شده و سمن های محیط زیستی با تنظیم نامه هایی سرگشاده خواستار جلوگیری از این اقدام غیركارشناسانه شوند. مجموع این مباحث منجر به آن شد كه سازمان محیط زیست بیانیه ای هم در دفاع از اقدام خودش صادر كند.
ادعای سرریز جمعیت حیات وحش به هیچ وجه قابل قبول نیست. منطقه حفاظت شده كالمند و بهادران، تا سال ۸۲ از جمعیت رضایت بخشی از چارپایان برخوردار بود و جمیعت آهو در آن بین ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ راس تخمین زده می شد در حالیكه امروز در خوش بینانه ترین حالت در این منطقه ۳۰۰ آهو وجود دارد
به منظور بررسی دلایلی كه مسئولان محیط زیست در توجیه لزوم صدور پروانه های شكار عنوان كرده اند، با اكبر همدانیان، كارشناس ارشد علوم زیستی، مدرس دانشگاه، از مسئولان پیشین محیط زیست و یكی از مدیران پروژه بین المللی حفاظت از یوز آسیایی گفتگو كردیم.
دو سالی است كه شكارچیان بخصوص اتباع خارجی با مجوز سازمان حفاظت محیط زیست در قرق های اختصاصی كشور به شكار گونه های جانوری مشغول هستند اما طی یك ماه گذشته، سازمان حفاظت محیط زیست، افزون بر شكارگاه ها و قرق های اختصاصی، برای شكار در مناطق آزاد و مناطق چهارگانه محیط زیست، همچون زون یك پناهگاه حیات وحش حیدری و منطقه حفاظت شده درمیان هم پروانه صادر كرده است. تاثیر صدور این پروانه های شكار بر محیط زیست و بخصوص حیات وحش را مثبت ارزیابی می كنید یا منفی؟
قطعا منفی. در حالیكه سازمان حفاظت محیط زیست توان برآورد جمعیتی نزدیك به حقیقت از حیات وحش را ندارد و در نتیجه از تخمین تركیب سنی ـ جنسی گونه ها و تطبیق آن با ظرفیت برد تغذیه ای زیستگاه ها ناتوان است صدور پروانه شكار به منظور حذف بخشی از افراد یك گونه به هیچ وجه قابل قبول نیست.
اما مسئولان محیط زیست می گویند این آمارها را تهیه كرده و بر مبنای آن به این نتیجه رسیده اند كه جمعیت چهارپایان در بعضی زیستگاه ها سرریز كرده و به منظور حفظ پوشش گیاهی و منابع آبی زیستگاه، چاره ای به جز حذف بعضی از افراد وجود ندارد. بعنوان مثال اعلام نموده اند كه در بعضی مناطق حفاظت شده استان یزد، حفاظت فیزیكی به نحوی انجام شده كه به سرریز جمعیت حیات وحش انجامیده و مسئولان به ناچار صدور مجوز شكار جمعیت پیر را بعنوان چاره اكولوژیك برای مدیریت جمعیت این گونه ها برگزیده اند. در نتیجه تصمیم دارند امسال در استان یزد، ۴۰ پروانه شكار قوچ و میش، كل و بز و آهو صادر كنند كه ۴ مورد آن از آغاز خرداد در مناطق حفاظت شده كالمند بهادران، شكار ممنوع بوروئیه و شكار ممنوع مروست صادر گردیده است. با عنایت به اشراف كاملی كه از زیستگاه های استان یزد دارید در این باره چه می گویید؟
حالا كه اسم از منطقه حفاظت شده كالمند و بهادران آوردید درباره همین منطقه صحبت می كنم و شما حدیث مفصل بخوانید از این مجمل. منطقه حفاظت شده كالمند و بهادران، تا سال ۸۲ از جمعیت رضایت بخشی از چارپایان برخوردار بود و جمیعت آهو در آن بین ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ راس تخمین زده می شد. در حالیكه امروز در خوش بینانه ترین حالت در این منطقه ۳۰۰ آهو وجود دارد.
واقعا نمی دانم بر چه اساس می توان ادعا نمود كه وحوش پیر كه آقای كلانتری آنها را دام می نامد، مانع سلامت جمیعت گونه هستند. این توجیهی است كه توسط شكارچیان ساخته و پرداخته شده چون كه شكارچیان به شكار افراد پیر علاقه دارند و با شاخ یا دندان آنها ركورد می زنند. افراد پیر ژن برتر هستند كه توانسته اند با چالش های بقا در طبیعت سازگار شوند و در واقع قوی ترین ژن در هر گله ای از آن افراد پیر است و این راز بقاست
ادعای سرریز جمعیت حیات وحش به هیچ وجه قابل قبول نیست. با این وضع اسفبار زیستگاه ها كه جانوران از كم آبی یا بهتر بگویم بی آبی رنج می برند، علوفه كاهش پیدا كرده و در سایه كمبود نیروی انسانی و به تبع آن ضعف حفاظت و شكار غیر مجاز ادعای سرریز جمعیت حیات وحش، دور از انتظار به نظر می آید. هرچند كل و بزها و قوچ و میش ها به نسبت آهو و جبیر از جمعیت پایدارتری برخوردار می باشند اما باز هم با هیچ طریقی نمی توان عبارت سرریز جمیعت را به آنها نسبت داد. آن هم با این توجیه بی اساس كه حذف افراد پیر یك چاره اكولوژیك است. در نهایت باید بگویم كه اگر انتظار دارند جامعه ادعای غریبشان را بپذیرد باید مداركی مستند برای اثبات ادعایشان ارائه نمایند. باید نحوه و نتیجه برآورد جمعیت و تطبیق ظرفیت برد زیستگاه ها را با تركیب سنی ـ جنسی گونه مد نظر را به صورت كامل تشریح كنند تا صاحب نظران و سایر منتقدان بدانند ادعای تعجب آور سرریز جمعیت حیات وحش بر چه مبنایی از جانب مسئولان محیط زیست تكرار می گردد. اینكه صرفا این ادعا را تكرار كنند و انتظار داشته باشند مخاطب با چشم بسته بپذیرد توقع زیادی است.
اخیرا عیسی كلانتری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در توجیه صدور پروانه های شكار، به رسانه ها گفته است دام های پیر نر مانع سلامتی گله هستند و باید حذف شوند چون كه مانع تولیدمثل دام های جوان می شوند. شما در اظهاراتتان، این كه حذف افراد پیر، چاره اكولوژیك مدیریت حیات وحش عنوان می گردد را بی اساس خواندید. لطفا در این باره توضیح دهید.
واقعا نمی دانم بر چه اساس می توان ادعا نمود كه وحوش پیر كه حالا آقای كلانتری آنها را دام می نامد، مانع سلامت جمیعت گونه هستند. این توجیهی است كه به جرات می توان گفت توسط شكارچیان ساخته و پرداخته شده چون كه شكارچیان به شكار افراد پیر یا اصطلاحا تروفه علاقه دارند و با شاخ یا دندان آنها ركورد می زنند. آنها برای آنكه شكار افراد مسن را موجه جلوه دهند این بهانه را می آورند و می گویند افراد پیر، بقای نسل گونه را به خطر می اندازد. در حالیكه حقیقت، كاملا برعكس است. افراد پیر ژن برتر هستند كه توانسته اند با چالش های بقا در طبیعت سازگار شده و در جدال با سایر نرها برسر جفتگیری پیروز شوند و به سن بالا برسند.
در واقع قوی ترین ژن در هر گله ای از آن افراد پیر است و این راز بقاست. حالا آقایانی كه خویش را مسئول حفاظت از محیط زیست می دانند با تكرار كردن افسانه هایی كه شكارچیان بافته اند تلاش دارند افكار عمومی را قانع كنند كه افراد پیر باید از زیستگاه ها حذف شوند و جالب آنكه بر این توجیه، مهر علم و تخصص هم می زنند.
طی همین مدت اندك باید بگویم، صدور پروانه های شكار برای اتباع خارجی، تاثیر مخربی به جا گذاشته چون كه شكارچیان محلی و بومیان كه سالهاست شكار چارپایان بعنوان تخلف به آنها القا شده حالا شاهد كشتار حیات وحش توسط شكارچیان خارجی در مناطقشان هستند. این سبب می گردد به شكار غیرمجاز روی بیاورند
اینكه مدافعان شكار به سادگی می توانند چنین افسانه هایی را در پوشش علم و تخصص به سازمان حفاظت محیط زیست تزریق كنند نشان داده است كه سازمان حفاظت محیط زیست باید در راه تقویت بنیه كارشناسی و ارتقاء سطح علمی كارشناسان و البته استفاده از مدیرانی با رشته تحصیلی و تجربه كاری در رابطه با محیط طبیعی كوشیده و اهمیت گذراندن دوره های آموزشی كوتاه مدت در زمینه حفاظت و مدیریت حیات وحش در كشورهای اروپایی و آفریقایی را توسط آنها را در مدنظر قرار دهد.
مسئولان محیط زیست با ارجاع به سفارش های اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN) مقوله ارزآوری و درآمدزایی برای جوامع محلی را توجیهی برای فروش پروانه شكار تروفه به اتباع خارجی می دانند. آیا درآمد حاصل از پروانه های شكار، كه به صندوق ملی محیط زیست واریز می گردد مقرر است آن گونه كه مسئولان می گویند از زیستگاه های كشور، برای حیات وحش بهشت موعود بسازد؟
در آنچه سفارش آی یوسی ان عنوان كردید به راحتی می توانید پاسخ سوالتان را پیدا كنید. سفارش ای كه به نظر من مورد سوء استفاده قرار گرفته و آن گونه كه هست منعكس نشده.
در متن دستورالعمل شكار تروفه كه در سال ۲۰۱۲ توسط IUCN انتشار یافته، شكار تروفه این گونه تعریف شده است: «نوعی استفاده از حیات وحش است. اگر به درستی مدیریت شود امكان دارد با تولید درآمد و انگیزه های اقتصادی بتواند به دستیابی اهداف حفاظتی و هم معیشت محلی كمك نماید. اما در صورت مدیریت ضعیف به دست آوردن آن منافع با شكست مواجه می گردد.» تعریفی كه ظاهرا مسئولان محیط زیست هم به تبعیت از شكارچیان آن طور كه می خواهند تفسیرش می كنند و فراموش می كنند كه موفقیت این روش مبتنی بر مدیریت صحیح مشروط شده و قید شده در صورت مدیریت صحیح، شاید موثر واقع شود.
دولت می تواند از صاحبان صنعت درصدی برای حفاظت از محیط زیست دریافت كند و یا صنعتگرانی را كه برای محیط زیست هزینه می كنند مشمول تخفیف در مالیات یا كمك های از این دست كند اما به جای مدیریت هدفمند ساده ترین راه را انتخاب كرده اند: به حراج گذاشتن حیات وحشبخش دوم را هم كه گویی مسئولان به صورت كامل نادیده گرفته اند. اینكه این برنامه در صورت مدیریت ضعیف با شكست مواجه خواهد شد. من از شما سوال می كنم. سازمان حفاظت محیط زیست تا كنون در كدام یك از برنامه های حفاظتی خود بخصوص در حوزه مدیریت حیات وحش با موفقیت مواجه شده؟ مهم ترین و مشهورترین پروژه سازمان حفاظت محیط زیست در حوزه حیات وحش، پروژه حفاظت از یوزپلنگ است. پروژه ای كه پس از سالها فعالیت و كسب اعتباراتی قابل توجه هنوز حتی توانایی تخمین جمعیت یوزپلنگ در زیستگاه های كشور را ندارد. دو یوزپلنگ را از زیستگاهشان با هدف زادآوری به پایتخت منتقل كرده كه هزینه ای قابل توجه برای نگهداری و تكثیر آنها صرف شده، اما حاصل چه بوده؟ چطور می توان به دست سازمانی با كارنامه ای ناموفق در حوزه حیات وحش، شمشیری دولبه سپرد كه با كوچكترین اشتباهی ولو ناخواسته، صدماتی جبران ناپذیر برای حیات وحش بی جان كشور به بار خواهد آورد؟
طی همین مدت اندك باید بگویم، صدور پروانه های شكار برای اتباع خارجی، تاثیر مخربی به جا گذاشته چون كه شكارچیان محلی و بومیان كه سالهاست شكار چارپایان بعنوان تخلف به آنها القا شده حالا شاهد كشتار حیات وحش توسط شكارچیان خارجی در مناطقشان هستند. این سبب می گردد به شكار غیرمجاز روی بیاورند چون كه مسئولان محیط زیست این باور را به آنها القا كرده اند كه سهم پولدار كباب است و سهم بی پول دود كباب. اما مسئولان از ناكافی بودن بودجه ای كه برای حفاظت از زیستگاه ها در اختیار دارند می گویند و معتقدند درآمد حاصل از فروش پروانه های شكار به اتباع خارجی صرف بهبود عملكرد حفاظتی از مناطق خواهد شد.
همانطور كه پیشتر توضیح دادم، این در صورتی است كه در زمینه مدیریت صحیح و كارآمد اعتمادسازی شده باشد و سابقه موفقیت آمیزی در عملكرد سازمان وجود داشته باشد تا بدانیم این مبالغ، بی كم و كاست صرف حفاظت از مناطق خواهد شد. اما به فرض كه چنین باشد، با عنایت به آنچه پیشتر گفتم، صدور این پروانه ها كه بدون در دست داشتن اطلاعات و آمار لازم از حیات وحش منطقه صادر شده به خودی خود تهدیدی برای جمعیت شكننده حیات وحش به حساب می آید. تهدیدی كه مبالغ دریافتی از فروش پروانه های شكار، در برابر آن ارزشی ندارد.
اینكه مدافعان شكار به سادگی می توانند چنین افسانه هایی را در پوشش علم و تخصص به سازمان حفاظت محیط زیست تزریق كنند نشان داده است كه سازمان حفاظت محیط زیست باید در راه تقویت بنیه كارشناسی و استفاده از مدیرانی با رشته تحصیلی و تجربه كاری در رابطه با محیط طبیعی تلاش كند.به علاوه، چرا مسئولان لزوما می خواهند ساده ترین و كم زحمت ترین راه را برای درآمدزایی برای مناطق انتخاب كنند؟ در وهله اول، این دولت می باشد كه می بایست دلسوز محیط زیست باشد و اعتبار لازم را برای حفاظت از مناطق در اختیار سازمان حفاظت محیط زیست بگذارد. برای كسب درآمدهای جنبی هم، روش های به مراتب مفیدتر و بی خطرتری وجود دارد.
دولت می تواند از صاحبان صنعت درصدی برای حفاظت از محیط زیست دریافت كند و یا صنعتگرانی را كه برای محیط زیست هزینه می كنند مشمول تخفیف در مالیات یا كمك های از این دست كند تا سرمایه داران به مشاركت در حفاظت تشویق شوند. در همین استان یزد كه یك قطب صنعتگری است معادن بسیاری وجود دارد كه بعضی از صاحبان آنها برای مشاركت در حفاظت مشتاق هستند اما به جای مدیریت هدفمند در این زمینه و دعوت صنعتگران و سرمایه داران به مشاركت در حفاظت، كه روشی پایدار و بی خطر و بی حاشیه است، ساده ترین راه را انتخاب كرده اند: به حراج گذاشتن حیات وحش.



1397/04/09
20:57:08
5.0 / 5
90
تگهای خبر: آب , سلامت , فروش , محیط زیست
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۲
GOl Orkideh
گل ارکيده

گل اركیده

گل و گیاه

golorkideh.ir - حقوق مادی و معنوی سایت گل اركیده محفوظ است